هفت کشور

Seven Countries

پس از پدید آمدن تارنمای خردگان، بسیاری از نوشتارهای این تارنگار به خردگان واگذار شد

واپسین به روز رسانی
حوادث طبیعی و بیداری
فرستنده : مجید خالقیان - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸

سلام و درود

چنین روزهایی متأسفانه مقارن هست با حوادث طبیعی دردناکی در تاریخ ما که با کمال تأسف باید بگم که کشته های فراوانی داد .

سیل هایی که به محو شدن ده ونک و روستای فرح زاد انجامید ، و همچنین زلزله ای در در منطقه بویین زهرا از توابع استان قزوین اتفاق افتاد .

در میان یاری رسانی به مردم آسیب دیده نام جوانمردی به نام شهید غلامرضا تختی به چشم می خورد.

این همزمانی تقریبی بلایای طبیعی شاید ما رو از خواب غفلت و فراموشی بیدار کنه ، و در این ماه مبارک رمضان ، به اصلاح کردار خودمون بیشتر بیندیشیم .

اما اتفاق خیلی جالبی در چنین روزهای سال گذشته برای دوست بسیار محترم و گرامی ما سرکار خانم سیما خانم افتاده است ، که شاید در خوابی که دیدند ، برگذیده شدند که هر سال به بیدار کردن دوستان و هم میهنانشان بپردازند .

خاطره ای بسیار جالب و خواندنی هست که مطالعه کردنش خالی از لطف نیست .


خواب من

نوشته شده در :11 شهریور 87 - 15:49

توسط سیما بانو

مطلبی که مینویسم مطمئنا برای خیلیها مطلب ساده ای به نظر میاد ولی برای من یکی از عجیبترین اتفاقهاییه که توی 23 سال عمرم پیش اومده.

حدود 3 هفته پیش خوابی دیدم که در ظاهر یک خواب کاملا عادی به نظر میاد.

خواب دیدم از تلویزیون خبردار شدم که توی کشور خودمون زلزله ای اومده که "41 ریشتر" قدرت داشته. برام خیلی عجیب بود، توی همون حال و هوای خواب فکر میکردم چقدر عجیب 41 ریشتر؟! و همچنان فکر میکردم لابد زمین باز شده و همه شهر رو تو خودش کشونده.

دوباره تو همون حال و هوای خواب،خرابی ده ونک که قبلا توی جدول زیاد باهاش مواجه شده بودم به یادم اومد.

وقتی از خواب بیدار شدم سراغ نت اومدم و ده ونک رو سرچ کردم، دیدم که حدود 100 سال پیش سیل ده ونک و روستای فرحزاد که اون زمان غرب تهران بودند رو ویرون کرده و همزمان با اون در بویین زهرا زلزله ای اومده که اون هم جز ویروونی چیزی به جا نذاشته.

وقتی از جستجو به نتیجه ای نرسیدم "41 ریشتر" رو سرچ کردم و نتیجه ای نگرفتم. به هوای اینکه شاید واحد زلزله چیز دیگه ای بوده و من توی خوابم ریشتر احساس کردم، کلمه "زلزله 41" رو جستجو کردم و با نتیجه عجیبی روبرو شدم.

متوجه شدم که "41 سال" پیش در بویین زهرا زلزله ای اومده که همه چیز رو خراب کرده.

سعی کردم این موضوع رو کم کم فراموش کنم، هرچند واقعا برام عجیب بود که چرا همه اعداد و شهرها به هم مربوط بود. وقتی دیدم نمیشه فراموش کنم سعی کردم دنبال کسی بگردم که بتونه منظور خوابم رو به من بفهمونه. یکی از دوستان خواهرم کمکم کرد و کمی هم فکر این خواب رو از ذهنم بیرون کرد.

تا اینکه پریروز طبق معمول مجله "خانواده همشهری" رو باز کردم و صفحه 5 "قاب هفته" رو مثل همیشه خوندم و با موضوع خیلی خیلی خیلی عجیبی روبرو شدم:

 

«11 شهریور
وقوع زلزله مهیب بویین زهرا (1341 شمسی)

ساعت 11 صبح روز 11 شهریور 41 بود که زلزله بسیار شدیدی با قدرت 8/7 درجه در مقیاس ریشتر در منطقه بویین زهرا از توابع استان قزوین (در وسعت سرزمینی نزدیک به 40 هزار کیلومتر مربع) اتفاق افتاد. در آن زلزله، 110 روستا کاملا با خاک یکسان شدند و بیش از 25 هزار نفر از هموطنانمان جان باختند. در آن سال، ساماندهدی به امور بازماندگان از زلزله به طور مردمی برعهده دانشجویان و روحانیون و بازاریها بود که البته نقش مرحوم تختی فراموش نشدنی است.

راستی، میدانید 6 سال بعد (10 شهریور سال 47) زلزله شدیدی شرق خراسان را لرزاند و 10 سال بعد، دوباره در ماه شهریور زلزله بسیار شدیدی حدود 25 هزار نفر از هموطنانمان را در طبس به کام مرگ کشاند؟»

نمیدونم چرا این موضوع برام انقدر مهم شده. شاید برای اینه که همه کلمات و ارقام به هم مرتبط هستند.

این رو اینجا نوشتم که اگر خواب من مربوط به تقدیر شد، روزی کسی اینهارو بخونه و شاید اون هم مثل من تعجب کنه.


البته این موضوع رو در پروفایل کلوپ خودشون نوشته بودن که من از اونجا کپی کردم .

برای دیدن عکس هایی از زلزله بویین زهرا اینجا را کلیک کنید


comment نظرات ( )
واپسین به روز رسانی

نوشتارهای ما را می دزدند و هیچ مرجعی پاسخ گو نیست

دزدهای فضای مجازی

کانال رسمی خردگان