هفت کشور

Seven Countries

پس از پدید آمدن تارنمای خردگان، بسیاری از نوشتارهای این تارنگار به خردگان واگذار شد

رند شیراز
فرستنده : مجید خالقیان - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸۸

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
 
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
 
 
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
 
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

 

***
 
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
 
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
 
 
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
 
وافغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
 
 
گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید
 
ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست



***
 
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم
 
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
 
 
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
 
با خاک کوی دوست برابر نمی کنم


***
 
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
 
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
 
 
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
 
هر کسی آن دِرَوَد ، عاقبت کار که کشت
 
 
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
 
همه جا خانه عشق است چه مسجد ، چه کنشت

 
***

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
 
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
 
 
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
 
سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست
 
 
که ای بلند نظر، شاهباز سدره نشین
 
نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست


 ***

بیا ای شیخ و از خمخانه ما
 
شرابی خور که در کوثر نباشد
 
 
بشوی اوراق اگر هم درس مایی
 
که علم عشق در دفتر نباشد


 ***
 
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
 
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
 
 
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
 
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
 
 
گوییا باور نمی دانند روز داوری
 
کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند


comment نظرات ( )
واپسین به روز رسانی


نمایش تمام صفحه


نوشتارهای ما را می دزدند و هیچ مرجعی پاسخ گو نیست

دزدهای فضای مجازی

کانال رسمی خردگان