هفت کشور

Seven Countries

پس از پدید آمدن تارنمای خردگان، بسیاری از نوشتارهای این تارنگار به خردگان واگذار شد

سلسله های باستان
فرستنده : مجید خالقیان - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸

در تاریخ ایران باستان علاوه بر اینکه سلسله هایی مانند مادها، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان وجود داشتند و کمابیش آثار باستانی از آنها بدست آمده و به وجود آنها اطمینان داریم، نام سلسله هایی مانند پیشدادیان و کیانیان به چشم می خورد. پادشاهان اسطوره ای مانند جمشید، فریدون و کیخسرو متعلق به این سلسله ها هستند.

پهلوانان اسطوره ای مانند کاوه و آرش هم متعلق به این دوران ها هستند.

جالب آنکه به نظر می رسد در دوران اشکانیان و ساسانیان به این پهلوانان اشاره هایی شده است.نقل شده است که اشکانیان خود را از نسل آرش می دانستند و ساسانیان درفش رسمی کشور را درفش کاویانی انتخاب کردند.

اما به راستی قبول کردن تمام وقایعی که به پیشدادیان و کیانیان نسبت می دهند سخت می آید زیرا با افسانه ها ادغام شده اند؛ تا جایی که برخی به وجود آنها شک دارند و آنها را داستان هایی بیش نمی دانند. اما در نظر نگرفتن آنها هم با توجه به تعدد روایات سخت می آید.


شاید بتوان گفت، زمان پیشدادیان با دوره پیش از تاریخ ایران هماهنگی دارد؛ به طوری که برخی از پژوهشگران پادشاهان پیشدادی را یک شخص ویژه نمی دانند بلکه یک دوره تاریخی می دانند. جمشید را دوره اوج آرییان و فریدون را دوره چند بهره شدن آریاها می دانند. رفته رفته این دوره ها تبدیل به اسطوره شده اند و مثلا جمشید به صورت یک انسان ترسیم شده است.

برای دانش بیشتر بنگرید به: پادشاهان پیشدادی

 

از طرفی به نظر می آید کیانیان شاهنامه، بیشترین آمیختگی را با مادها و هخامنشیان دارند. نمی توان به طور کامل ماد ها و هخامنشیان را از هم جدا دانست؛ از این رو بسیار طبیعی است که هر دو با نام کیانیان در شاهنامه دیده شوند.

در هر صورت روایت هایی که از این سلسله نقل می شوند؛ شباهت هایی به مادها  و هخامنشیان و پادشاهان آنها دارند. اما وجود این شباهت بدان معنا نیست که تاریخ کیانیان دقیقاً همانند تاریخ ماد ها و هخامنشیان است. به نظر می رسد کیانیان آمیختگی با دیگر ادوار تاریخی هم دارند.

وقتی روایت های تاریخی را با داستان های شاهنامه تطبیق می دهیم، تا قبل از ساسانیان، نوعی آمیختگی به چشم می خورد. به نظر می رسد که روایت های مربوط به یک شخص ویژه در داستان های چند شخص گوناگون جای گرفته است و یا روایت های مربوط به چند شخص در قالب یک فرد در شاهنامه دیده می شود. این موضوع درباره اسکندر بسیار مشهود است. روایت های نزدیک به الکساندر مقدونی در کنار روایت های مربوط به حضرت ذوالقرنین(ع) که در قرآن و منابع دیگر آمده است، در کنار یکدیگر و در قالب اسکندر نمایان می شود. این آمیختگی فقط با ذوالقرنین نیست بلکه به نظر می رسد بسیاری از افسانه های ایرانی در قالب داستان اسکندر نمایان شده اند. در شاهنامه، پدر اسکندر، داراب پادشاه کیانی خوانده می شود حال آنکه در هیچ کدام از روایت های مربوط به الکساندر مقدونی چنین موضوعی یافت نمی شود.

شاهنامه هرچه جلوتر می آید، آمیختگی هم کمتر می شود تا جایی که آمیختگی ها در دوران ساسانیان کمتر از دوره های دیگر است.

این آمیختگی با توجه به زمان سروده شدن شاهنامه بسیار طبیعی است. می دانیم که حکیم ابوالقاسم فردوسی بعد از گذشت هزاران سال از دودمان های ایران باستان، آن هم پس از تهاجمات بزرگ به ایران و سلطه آنها بر ایرانیان، شاهنامه را نگاشت. حتی بر اساس سروده های خود فردوسی بسیاری از منابع شاهنامه، گفته های شفاهی بوده اند.

خیلی سخت است که با این شرایط، تاریخ حقیقی آن هم با نام های دست نخورده، در شاهنامه وجود داشته باشد. فردوسی در کنار سروده های زیبا، اندرزهای خردومندانه، شناساندن اسطوره ها و افسانه ها، سعی بر آن داشته است که تاریخ ایران زمین را به آیندگان برساند. گویی شاهنامه مانند یک پازل به هم ریخته، بخش گسترده ای از تاریخ ایران را در دل خود جای داده است و باید جای دانه های پازل را تغییر دهیم تا به حقایق پی ببریم. حال که با پیشرفت علمی و یافته های باستان شناسی، حقایقی درباره تاریخ ایران بدست آمده، هماهنگی هایی در تاریخ و شاهنامه می بینیم که بسیار شگفت آور است. هرچند یافتن این هماهنگی مانند درست کردن یک پازل است و با توجه به گستردگی تاریخ ایران این کار بسیار دشوار می باشد.

پذیرفتن تمام روایاتی که به سلسله های باستان نسبت می دهند دشوار است اما باید قبول کرد که از اسطوره ها بسیاری از حقایق بیرون می آید. شاید مهم ترین موضوعی که می توان به آن اشاره کرد، مردم دوستی پادشاهان و رضایت مردم از آنان باشد که در اسطوره ها به چشم می خورد.

هرچند در تاریخ هیچ چیز مطلق نیست و حتی ممکن است با بدست آمدن اسناد و آثار باستانی جدید تر، شواهدی درباره سلسله های پیشدادیان و کیانیان بر ما آشکار شود و وجود آن ها به اثبات برسد.

نوشتار های در پیوند:

پادشاهان پیشدادی

کوروش بزرگ در شاهنامه فردوسی

عکس هایی از دوره اساطیری


comment نظرات ( )
واپسین به روز رسانی


نمایش تمام صفحه


نوشتارهای ما را می دزدند و هیچ مرجعی پاسخ گو نیست

دزدهای فضای مجازی

کانال رسمی خردگان