هفت کشور

Seven Countries

پس از پدید آمدن تارنمای خردگان، بسیاری از نوشتارهای این تارنگار به خردگان واگذار شد

فردوسی عاشق همسرش هم بود
فرستنده : مجید خالقیان - ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٤

فردوسی عاشق همسرش هم بود

| نویسنده: مجید خالقیان | واپسین به روزرسانی: ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ |


وقتی حرف از فردوسی به میان می‌آید بدون شک اولین چیزهایی که در ذهن تداعی می‌شود میهن دوستی و داستان‌های دلکش شاهنامه است. اما در شعر زیر چهره لطیفی از فردوسی نمایان می‌شود؛ چهره‌ای که جا دارد بیشتر درباره آن بدانیم.

در شاهنامه قبل از آنکه داستان بیژن و منیژه نقل شود، فردوسی خاطره‌ای دل انگیز تعریف می‌کند. نقل می‌کند که در شبی تاریک و تار، ناگهان از بستر بجست و از «بت مهربانش» (همسرش) تقاضای شمع کرد. ماجرای خودش و همسرش را بسیار زیبا شرح می‌دهد و این لحن سخن گفتن فقط از کسی بر می‌آید که عاشق باشد.

بت مهربانش می و نار ترنج می‌آورد و به قول خود فردوسی آن «سروبُن»  داستانی را برایش نقل می‌کند. این بانوی با وفا هم از «یار نیکی شناس» خود یعنی فردوسی می‌خواهد که داستان را به شعر در آورد.


در اینجا گزینشی از این شعر را می‌گذاریم (تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق که یکی از معتبرترین تصحیح‌های شاهنامه می‌باشد):

 

شبی چون شبه روی شسته به قیر

نه بـهرام پیـــدا نه کیــوان نه تیـــــــر

 

سپاه شب تیــــره بر دشــــت و راغ

یکی فــــرش گســـــترده از پــــرِّ زاغ

 

نـــموده ز هر سو به چهـــر اَهـــرِمَن

چــو مــــار سیه باز کــرده دهــــــــن

 

نبُد هیـــــچ پیدا نشـــــیب از فـــــراز

دلــــم تــنگ شــــد زان درنـــگ دراز

 

بدان تنگــی انــدر بجســـــتم ز جای

یکی مهــــربان بودم انـــــــدر سرای

 

خروشــــیدم و خواســــتم زو چـــراغ

بیـــــاورد شــــمع و بیامـــد به بــــاغ

 

مِـــی آورد و نـــار و تُـــرُنج و بِهـــــی

زدوده یکــــی جام شــــــاهــنشهی

 

مرا گفت شــــمعت چـه باید هــمی

شب تیــــره خوابت نبـــاید هــــمی؟

 

بپیــــــمای مـــی تا یکــــی داسـتان

ز دَفتَـــرْت بـرخــــوانـــم از باســـــتان

 

بدان ســــرو بُن گفتم: ای مـــاه روی

مرا امـــشب این داســـــتان بازگــوی

 

مرا گــــفت: گـــر چون ز من بشــنوی

بــه شــــعــــر آری از دفتــــر پهلـــــوی

 

هــــمت گویم و هـــم پذیــرم سپاس

کنون بشــــنو ای یار نیـــکی شـناس


بنگرید به:

فردوسی، ابوالقاسم (۱۳۸۶). شاهنامه. به کوشش جلال خالقی مطلق. دفتر سوم. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی. صص ۳۰۳-۳۰۶.


یک خواهش دوستانه:

این نوشتار کاری از نویسندگان پایگاه پردیس اهورا است، خواهشمند است چنانچه قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه و نویسنده آن را یاد کنید. با سپاس


comment نظرات ( )
واپسین به روز رسانی


نمایش تمام صفحه


نوشتارهای ما را می دزدند و هیچ مرجعی پاسخ گو نیست

دزدهای فضای مجازی

کانال رسمی خردگان