هفت کشور

Seven Countries

شاهنشاهان ظالم هخامنشی یا فرهنگ و تمدن ایران باستان
نویسنده : مجید خالقیان - ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸۸

در بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها و حتی کتاب هایی که با ادعای طرفداری از ایران نوشته می شوند ، مشاهده می کنیم که برای نشان دادن افتخار گذشته ی ایران در دوران هخامنشی از شاهنشاهان و کردار نیک آنها استفاده می کنند .

این درست است که در دوران هخامنشی ، شاهنشاهانی وجود داشتند که به فرهنگ و تمدن این مرز و بوم بسیار خدمت کردند . اما باید قبول کرد که اکثر شاهنشاهان راه درستی را در پی نگرفتند .

این وضعیتی که شاهنشاهان بسیاری در ایران داشتند باعث شده است که عده ای برای زیر سوال بردن فرهنگ غنی این مردم از کردار نا نیک این شاهنشاهان استفاده کنند .

اما به راستی ایران باستان در چه وضعی قرار داشته است ؟

اگر شاهنشاهان حرف اول و آخر را می زدند و بسیار هم ستمگر بودند چه چیز باعث این تمدن عظیم و فرهنگ غنی شده است ؟

آیا این تمدن وجود خارجی داشته است؟


برای دیدن اسامی پادشاهان هخامنشی اینجا را کلیک کنید

به جز سه یا چهار شاهنشاه  هخامنشی که بیشتر در ابتدای این دودمان حکومت می کردند ، دیگر شاهنشاهان به هیچ وجه قابل حمایت نیستند . یا بهتر است بگوییم ،یگانه شهریاری که ارزش جانسپاری را داشت تنها کوروش بزرگ بود .

در دوران هخامنشی سیستم حکومتی شاهنشاهی بوده و شاه خود را نماینده ی اهورامزدا می دانست. هر چند در آن عصر معقول ترین سیستم حکومتی شاهنشاهی بود و اداره کردن چنان فرمانروایی بزرگی با رأی گیری کار غیر معقولی بود. اما وقتی شاهنشاهی که درست تربیت نشده بود ؛ به این جایگاه می رسید مطمئناً باعث ایجاد مشکلات می شد.

سلاطین متأخر این دودمان بیشتر کارهای کشور را به اشراف و خواجگان حرمسرای خویش واگذار می کرده ، خود به عیش و نوش و عشق بازی و قمار و شکار می پرداختند و شاید همین موارد این دودمان را به انحطاط کشاند. اما چه چیزی باعث می شود که تمدن بزرگی اینچنین حدود دو قرن حفظ شود.

باید توجه داشت که همان چند شاهنشاه اول ، آداب و فرهنگ جدیدی در نوع حکومت آن روز ها بوجود آوردند که شاید در آن روزگار سابقه نداشت . کوروش احترام گذاشتن به آیین و زبان و آداب و رسوم ملت هایی که زیر سلطه ی آنان بودند را به شاهنشاهان فهماند . و این روال در حکومت هخامنشی جریان داشت .

تمامی اقوامی که در فرمان هخامنشیان بودند آزادی مذهب داشتند و دستور ها و فرمان ها به زبان خودشان به آنها انتقال پیدا می کرد .

این وضعیت در سایه ی امنیتی که از جانب دولت برقرار می شد ، فرصتی به بشر آن روز می داد که فرهنگ خویش را بهبود سازد و این فرصت از همه بیشتر در اختیار ایرانیان قرار داشت با توجه به استعدادی که در زمینه ی فرهنگ و تمدن داشتند . با توجه به همین موارد می توان گفت که مردم آن روزگار می توانستند سرنوشت خود را تعیین کنند.

همه ی این مهربانی ها در حکومت هخامنشی بی شک مدیون تدبیر بزرگانی به مانند کوروش کبیر و داریوش بزرگ است  و متأسفانه شاهنشاهان بعدی به این موارد خدشه وارد آوردند و باز هم با سرکوب وسیع اعتراضات در این نظام مواجه هستیم که این هم نشان از بی لیاقتی پادشاهان دارد.

جالب آنکه این بزرگان شاید قشری از مردم عادی آن دوران بودند . بنا به روایات گوناگون کوروش در کنار مردم عادی پارس بزرگ شده است و داریوش کبیر هم جزو سرداران کوروش بوده است .بنابراین باجامعه ی آنروز ایران نزدیکی بسیاری داشتند. اما به نظر می رسد این شیوه تربیت برای شاهنشاهان بعدی حفظ نشد و بسیاری از پادشاهان با جامعه ی آن روز ایران فاصله بسیاری داشتند.

پس شاید ، فرهنگ والای مردمان این سرزمین ، سامانه ی بسامانی را برای اداره حکومت به وجود آورد و باعث چنین تمدن بزرگی شد.

حال باید ببینیم که جامعه ی آن روز ایران به چه شکل بوده که این افراد بزرگ که خدمت عظیمی به بشریت کردند را پرورش داده است .

نیکولاس داماس راجع به تربیت کوروش چنین می نویسد :

« تعلیم و تربیت کوروش مطابق فلسفه ی مغان بود و او در آن رشته تجربیات خوبی داشت . کوروش در دامان راستی و درستی پرورش یافته بود.»

 

هرودوت مورخ یونانی سده پنجم پیش از میلاد درباره ی اخلاق و آداب ایرانیان می نویسد :

« ایرانیان به فرزندان خود - از پنجسالگی تا بیست سالگی - آداب نیکو را - بویژه سواری ، تیراندازی و راستگویی - می آموختند . آنها دروغگویی را بدترین عیب می دانستند و برای آنکه ناگزیر به انجام این کار زشت نشوند ، حتی از وام خواستن خودداری می کردند – چه ممکن بود وامدار به جهتی ناگزیر به دروغگویی شود – آنان از آب دهان افکندن در آب و در رهگذر ها و نزد دیگران ابا داشتند . در آب روان دست و رو نمی شستند و آنرا به نا پاکی نمی آلودند . ایرانیان کهن ، فرزندان خود را از دوران کودکی به ورزش هایی چون دویدن ، تحمل سرماوگرما ، بکار بردن سلاحهای گوناگون ، سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان مردانگی ، رشادت و دلاوری بود .»

 

گزنفون نیز چنین می نویسد :

« ایرانیان کودکان را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و با اصول داوری و اجرای عدالت و دادگستری آشنا شوند . همچنین خاصیت گیاهان را به جوانان می آموختند تا از آنچه که مفید است بهره گیرند و از آنچه که زیان آور است بپرهیزند . از دیگر ویژگیهای اخلاقی ایرانیان این بود که همسایگان خود را محترم می داشتند . به کسانی که در راه نگاهداری میهن و حفظ کشور خدماتی عرضه داشته بودند ، پاداشهای بزرگ می دادند . از رشوه گیری ، دزدی و تصرف در مال دیگران خودداری می کردند . از پرخوارگی و شکم پرستی پرهیز داشتند . به هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند . شکار را به اعتبار جنبه ی ورزشی آن دوست داشتند .»

وی هم چنین درباره ی تعلیم و تربیت کودکان پارسی که کوروش در آن پرورش یافته است ، می نویسد :

کودکان به مدرسه می روند تا راه عدالت و پرهیزگاری بیاموزند ... و این معنی در نزد ایشان همان اندازه طبیعی است که ما درباره ی الفبا آموختن اطفال خویش حـرف می زنیم.

 

آقای علی سامی پژوهشگر و باستان شناس ارزنده معاصر ، در کتاب « هخامنشی» در فصل مربوط به آموزش و پرورش در دوران سلطنت این دودمان چنین سخن می گویند :

« از روایات مورخین یونانی و مانده های آثار و از برتری پایه ی ارجمندی که این قوم تحت رهبری پیشوایان خود بر معموره های جهان پیدا نمودند ، می توان فهمید که مادی ها و پارسی ها دارای سجایای اخلاقی و ملکات فاضله و تربیت صحیح و علمی بوده که اغلب ضمن گفته های تاریخ نویسان منعکس و با تحسین و تمجید یاد گردیده است . پس از آنکه پیشروی پارسی ها از مرز هایشان گذشت و به تمام آسیای غربی و قسمتی از قاره ی اروپا و آفریقا رسید و شاهنشاهی پهناوری تشکیل شد ، احساس کردند که نگاهداری این شاهنشاهی بسته به ادامه و تقویت پرورش نیک است درباره ی نسل های آینده ، تا همانطور که آن مزایای اخلاقی و تربیتی چنان شاهنشاهی منظمی را بوجود آورد ، بتواند از هم گسیختگی شیرازه ی آن هم جلو گیری نماید . زیرا کوروش و داریوش همیشه زنده نبودند تا نگهبان آن شاهنشاهی باشند ، بلکه پرورانیدن و بوجود آوردن جوانهایی که دارای همان حس انظباط وشهامت باشند ضروری بود . بنابراین در تربیت اجتماعی کوشا بودند که خردسالان را به احترام قوانین جاریه ، حفظ رسوم و آداب ملی و دینی ، عزیز داشتن افتخارات نژادی و قومی و محترم داشتن حقوق دیگران و کار و کوشش و قناعت آشنا سازند و جوانها را در اثر تربیت فردی و پرورانیدن شخصیت و استعداد های گوناگون مهیا برای خدمات اجتماعی و  زندگی در جامعه و آموختن پیشه و کار نمایند .

می توان گفت که در حقیقت زندگی در ایران هخامنشی بیشتر روی روش علمی استوار بود . نونهالان و نوجوانان را از روز نخست زندگی یعنی از سن کودکی به کارهایی که برای آتیه ی خود و جامعه شان لازم و ضروری بوده عادت می دادند . هدفهای تربیتی روشن و جوانانی که با این روش تربیت می گردیدند ، مردان {و زنانی} پرکار ، بردبار ، با نشاط ، سالم ، آزاده و میانه رو بار می آمدند .»

طبق گفته ی ایشان عامل مؤثر این نوع تربیت ، اعتقاد به قوانین و فرامین زرتشت بوده است . زیرا در این قانون رفاه دنیوی و سعادت اخروی بدست خود شخص بوده است و با کار و کوشش و خردمندی و غلبه بر اهریمن نفس می توانسته است آسایش دو گیتیخود را فراهم سازد .

 

دکتر آدلف راب نیز معتقد است :

« چیزی که در تاریخ ایران بیش از هر چیز جالب توجه است و روح معنوی ایرانیان را در زندگی اجتماعی آنان مجسم می سازد ، طرز تعلیم و تربیت آنها بوده است . این تعلیم و تربیت از طفولیت در روح جوانان ایران منشأ احساسات نیکی گردیده ، ایشان را در هر کاری به شاهراه راستی و ترقی راهنمایی می نموده است . از ابتدا به طوری قوای روحانی و جسمانی ایشان را مهیای کار نموده و جامعه ی صحیح و سالمی را تربیت می نمود که افراد آن در آتیه به آسانی می توانستند با خدمات شایان ، وظایف خود را به وطن و ملت خود انجام دهند .»

پس اگر کمی بیاندیشیم می فهمیم که این شاهنشاهان نبودند که روز به روز بر قدرت ایران می افزودند بلکه این فرهنگ و کردار نیک مردمی کهن بود که این مرز و بوم را سراپا نگه می داشت و بزرگترین تمدن آن روزگار که در جهان بی سابقه بود را ساخت .

جالب این است که آن چیزی که تخت جمشید را از سایر آثار باستانی به جا مانده در جهان متمایز می کند همین فرهنگ غنی و مهربانی است که در حکاکی های آن وجود دارد .


یاری نامه ها:

کوروش نامه گزنفون

تاریخ ده هزار ساله ایران - استاد عبدالعظیم رضایی

سرزمین جاوید - ذبیح الله منصوری

نوشتار های نیک این تارنگار را بخوانید:

 

پژوهش های کلی:

درباره ی هفت کشور

چند تن از ایرانیانی که جهان آنها را به نامی دیگر می شناسد

آرم هیتلر یا گردونه ی مهر

پرچم های ایران از آغاز

سیزده بدر و کشتار صورت گرفته!!!(دروغ آشکار)

جشن ها :

جشن های باستانی ایران

گاهنبارها

روز های عشق ، اسپندگان و ولنتاین 

هخامنشیان:

گفته هایی از کوروش کبیر

شاهنشاهان ظالم هخامنشی یا فرهنگ و تمدن ایران باستان

مرگ کوروش کبیر

اشکانیان:

بلاش اول پادشاه اشکانی که احیا کننده ی ایران بود

ساسانیان:

داستان پاره کردن نامه پیامبر توسط خسرو پرویز ، شاید افسانه ای بیش نیست

سلطه اعراب:

کتاب سوزی اعراب در ایران 

ایران باستان در قرآن:

بررسی آیات اولیه سوره روم / پیروزی و شکست ایرانیان

ذوالقرنین ، کوروش ، شمریرعش ، اسکندر ، فریدون ، شین هوانگ تی ، بلینس


comment نظرات ()