پیشدادیان و تاریخ

با توجه به آنکه پیشدادیان چهره‌ای اسطوره‌ای به خود گرفته‌اند باید به نظریات اسطوره‌شناسان توجه ویژه داشته باشیم. پژوهشگران زیادی به موضوع اسطوره پرداخته‌اند که میرچا ایلیاده یکی از سرشناس ترین آنها است. این اسطوره شناس سرشناس، در نوشته‌های خود به مفهومی با نام «حافظه جمعی» اشاره می‌کند و درباره چگونگی شکل‌گیری اسطوره‌ها می‌نویسد: «یاد یک واقعه تاریخی و یا یک شخص «حقیقی»، حداکثر بیش از دو یا سه قرن در حافظه جمعی مردمان باقی نمی‌ماند. چون برای حافظه جمعی دشوار است که حوادث فردی و سرگذشت اشخاص «حقیقی» را به یاد بسپارد. شاید بتوان گفت که حافظه عامه به شخصیت‌های تاریخی دوران‌های جدید، معنی و اعتباری می‌بخشد که بایسته آنهاست» (۱).

باید توجه داشت که این حافظه جمعی و دستاوردهای آن، گاهی بسیار ارزشمند است و به قول ایلیاده ممکن است خاطره یک دوران را حقیقی تر به ما بنمایاند. در بسیاری از اوقات آن حسی که در یک رویداد تاریخی در میان مردم وجود دارد با یک واقعیت عینی قابل درک نیست. همانطور که مایکل استنفورد در کتاب «درآمدی بر فلسفه تاریخ» اشاره می‌کند، تاریخ درباره انسان‌ها، کنش‌ها، درد و رنج‌های آنها است، درک کامل اعمال و گرفتاری‌های آنها مستلزم این است که تا اندازه ممکن به دنیای برداشت‌ها، واکنش‌ها، محاسبات و احساسات آنها راه یابیم (۲). اینجاست که اسطوره یکی از مهم‌ترین دستاوردها است که ما را در یافتن چنین مواردی یاری می‌کند.

وقتی که ما با حافظه جمعی روبرو می‌شویم طبیعی است که با نوعی آمیختگی روایات هم مواجه می‌شویم. به نظر می‌رسد که در شاهنامه روایت‌های مربوط به یک شخص ویژه در داستان‌های چند شخص گوناگون جای گرفته است و یا روایت‌های مربوط به چند شخص در قالب یک فرد در شاهنامه دیده می‌شود.

اگر بخواهیم پیشدادیان را با تاریخ تطبیق دهیم، سال‌ها قبل از مادها و هخامنشیان قرار می‌گیرند و چنین می‌نماید که زمان پیشدادیان با دوره‌های پیش از تاریخ فلات ایران هماهنگی دارد، به طوری که آنها صرفا یادگاری از یک شخص ویژه نیستند بلکه نماد یک دوره تاریخی می‌باشند.

در زمان کیومرث که نخستین پادشاه است، زندگی نخستین برای بشر ترسیم می‌شود و فضایی را نشان می‌دهد که هنوز بشر نتوانسته به دستاوردهای تمدنی دست یابد. اما در زمان هوشنگ که آتش یافت می‌شود، رفته رفته فضای پیشرفت و اسکان بشر ترسیم می‌شود. طهمورث در شاهنامه به گردآوری خط و دانش می‌پردازد و همین باعث رونق تمدن بشری در زمان جمشید می‌شود؛ از آلات جنگی گرفته تا پزشکی و درمان. یعنی بشر بعد از آنکه به دانش درس یافت، پیشرفت‌های تمدنی حاصل شد. همانطور که آثار باستانی فراوان از وجود شکوه تمدنی در دوران پیش از تاریخ حکایت می‌کنند.

رفته رفته این دوره‌ها تبدیل به اسطوره شدند و خاطرات دوره‌های پیش از تاریخ با خاطرات دوران شاهنشاهی‌های بزرگ آمیخته شد. در نهایت داستان‌های حکیمانه شکل گرفتند و کارکرد این داستان‌ها همواره انتقال دستاوردهای فرهنگی و تمدنی ایرانیان از هزاران سال پیش بوده است.

 

پانویس:

۱- ایلیاده، میرچا (۱۳۹۳). اسطوره بازگشت جاودانه. ترجمه بهمن سرکاراتی. تهران: طهوری. صص ۵۸-۵۹.

۲- استنفورد، مایکل (۱۳۸۷). درآمدی بر فلسفه تاریخ. ترجمه احمد گل‌محمدی. تهران: نی. ص ۱۰۱.

یک خواهش دوستانه:

این نوشتار کاری از نویسندگان پایگاه پردیس اهورا است، خواهشمند است چنانچه قصد رونوشت از این نوشتار را دارید، بن‌مایه و نویسنده آن را یاد کنید. با سپاس

/ 6 نظر / 54 بازدید
بهاره

سلام آقا مجید.با توجه به مطالب شاهنامه .از یک دیدگاه می شه گفت فرقی نمی کنه که پیشدادیان افسانه هستند یا واقعیت و یا تلفیق این دو .بلکه مهم محتوای داستانهای آن هست که در هر لحظه آن پندی نهفته هست.مثل زمان حال ضحاکهایی که داریم و به قول یکی از دوستان انتظاری که برای آمدن کاوه و نشست فریدون می کشیم. بسیار خوب بود.موفق باشید.

سعید

عجب اسم اوستایی باحالی داره تهمورث ... معلومه اجدادش به اوروپ(اروپا)میخورن[خنده]

رازینه

درود بر تو مجید. ممنون برای این متن [گل]

یارا

[دست] خیلی خوب بود. [گل][گل][گل]

غزال

وای خدای من ! عجب تمدنی داره این سرزمین ما ! من درباره اینا قبلا خونده بودم اما نمی دونستم واقعیت بوده ... واقعا جالبه [لبخند][گل]

آسمون

درود...[گل]