به نام کاوه و آرش

به نام کاوه و آرش

به نام کوروش و خاکش

به نام جنگ و آزادی

به نام خشم و آگاهی

به نام هر که نامش هست:

پریشان خاطر و سرمست


قسم بر ساقی و رندان

به هر بند و به هر زندان


به ویرانی، به آگاهی

به این غم‌ها به آن شادی


به دیروز و به فرداها

به آن روزی که می‌آید ز رویاها


به پایان خواهد آمد این شب تاریک

ندانم دور یا نزدیک!


کجا خفته است؟ کجا مانده است؟!

بگو آهرمن او را در کجا رانده است؟


کدامین کس از او گفته است؟

خِرَد را گو کجا خفته است؟


(مجید خالقیان)

/ 1 نظر / 28 بازدید