بررسی دلایل آغاز کشورگشایی‌های کوروش بزرگ

یکی از مهم‌ترین مواردی که درباره اقدامات کوروش قابل بررسی است، علت کشورگشایی‌های کوروش بزرگ می‌باشد. آنچه در بررسی‌های تاریخی، مورد توجه قرار می‌گیرد، اتحاد سه کشور لیدیا، بابل و مصر علیه ایران است که قصد حمله به قلمروی کوروش را داشتند و کوروش به آنها واکنش نشان داد.

 ادامه را بخوانید:

بررسی دلایل آغاز کشورگشایی‌های کوروش بزرگ

/ 5 نظر / 72 بازدید
آسمون

درود بر شما... مطمئناً برای دفاع بوده... چون تا بوده همه به ایران نظر داشته اند و خواهند داشت...

دیاکو

معمولا کمتر این اتفاق افتاده است که جباران و جهانگشایان، صریح و بی پرده به لشکرکشی و جهانگشایی اقدام کرده باشند و توجیهی برای اقدامات خود، یافته و یا بافته اند ! در این زمان هم، همین قضیه صدق می کند. هر کدام از کشورهای استعمارگر ( که بزرگترین آنها اینک به عنوان اعضای دائم شورای امنیت، عملا جهان را از نظر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و .... در کنترل خود دارند ) برای اقدامات خویش، توجیهاتی ولو غیر منطقی یا بچه گانه! ارائه می کنند.

فريدون

درود با سپاس از پژوهشهای شما، می‌خواهم ديدگاهی تازه ارائه كنم: يكی از نكته‌های مهم در پادشاهی ساسانی ايجاد يك پادشاه بجای چند پادشاهی اشكانی بود. يعنی شاهان گوناگون در بخشهای گوناگون ايران وجود داشتند كه زير نظر يك پادشاه مركزی بوده‌اند(همان ملوك الطوايفی يا فدراتيو كنونی). از كجا معلوم كه پيش از كورش بزرگ هم ايران چنين ساختاری نداشت؟ از آنجاييكه شاه پارس با شاه ايلام عليه آشور دست به يكی می‌شوند و يا مادها شاه پارسها را بجای شاه خودشان ترجيح می‌دهند يا آنكه همين كار را بابليها با شاه خودشان می‌كنند و شاه پارس را قبول می‌كنند و... ، همه و همه نشان از آن دارند كه يك دلبستگی به شاه همسايه وجود دارد يعنی يك مركزيتی بنام ايران و يك ساختار فدراتيو مانند دوران اشكانیان پيش از هخامنشيان وجود داشته است كه هر بخشی شاه خود را داشته منتها در يك بازهء زمانی اين ساختار فرو ريخته و شاه پارس(كورش بزرگ) توانسته مانند آغاز دوران ساسانيان همهء شاهها را تحت يك شاهنشاهی درآورد. يا آنكه پيش از او مادها تا اندازه‌ای تلاش كردند كه چنين كنند. اين همان نكته‌ای كه تاريخ از آن غافل مانده است يا بهتر بگويم، مورخان يونانی هيچ اطل

فريدون

درود بر شما از آنجائيكه مورخان يونانی هيچ خبری از 2800 يا 3000 سال پيش به عقب نمی‌دهند، باعث شده كه گمان كنيم در آن زمانها هيچ تشكلی يا بدتر از آن هيچ تمدن و مدنيتی وجود نداشته است اما با كشف آثار برجای مانده به اين نتيجه می‌رسيم كه براستی پيش از مادها در ايران و اطراف نه تنها تمدن وجود داشته، كه حتی درخشان و پيشرفته هم بوده‌اند؛ مانند تمدن شهر سوخته زابل يا سيلك كاشان يا زاغه قزوين يا هرسين كرمانشاه يا سومر و بابل ميانرودان يا چغازنبيل خوزستان و... يا از همه مهمتر جيرفت كرمان. ما نام ايران يا آريا را در منابع گوناگون پيش از هخامنشيان هم داريم. در زمان هخامنشيان كه داريوش بزرگ دقيقا به اين نام اشاره می‌كند. برخی می‌گويند اين نام(آريا) كه برخی مانند داريوش بزرگ گفته‌اند نام كشور نيست، درحاليكه اگر با دقت به گفتار داريوش بزرگ بنگريم مفهوم اسم مكان و جايگاه را هم از اين واژه درمی‌يابيم. داريوش نخست نام خود را می‌آورد سپس نام پدر و پدربزرگ و نياكان را؛ آنگاه نام جايگاه يا اسم مكان را می‌آورد(پارس). حتی دوبار بر اين نام تاكيد می‌كند. يعنی يكی مفهوم قومی و ديگری مفهوم مكانی! آنگاه نام آريا را می‌آورد.

فريدون

پس نام جايگاهی بنام آريا(ايران) كه بسيار بزرگتر از پارس بوده در بين مردمان شناخته می‌شده است وگرنه دليل نداشت داريوش بزرگ آنرا بكار برد. از سوی ديگر اتحادهايی كه بين اقوام پيش از هخامنشيان نام می‌بريم، هرچند در برخی زمانها منجر به كشمكش بينشان می‌شده است اما می‌توان يك تفاوت آشكار با آشوريان ديد. بنابراين گرفتن بابل يا سارد و ليدی از سوی كورش درواقع آزادسازی و تشكيل كشور تك پادشاهی بوده است نه كشورگشايی! يعنی همان كاری كه ساسانيان كردند. اگر مادها چند قوم همسايه را زير يك چتر آوردند و سپس هخامنشيان اين چتر را گسترده‌تر كردند، كار هيچكدام را نمی‌توان كشورگشائی ناميد. بويژه كه خرسندی مردمان آزادشده را هم می‌بينيم. منتها در زمان داريوش بزرگ بخاطر جو ديكتاتوری كه او برقرار كرد، اقوام گوناگون خواهان بازگشت به دوران قبل(ملوك الطوايفی) شدند و اتفاقا پس از يورش اسكندر گجسته نيز همين رخ می‌دهد و پارتها(اشكانيان) ساختار تك پادشاهی هخامنشيان و ساسانيان را اجرا نمی‌كنند. هر بخشی از ايران شاهی داشت و همه زير نظر شاه شاهان اشكانی در مركز بوده‌اند. سپاس