آیا خسرو پرویز نامه پیامبر (ص) را پاره کرد؟!

همه ما داستان پاره کردن نامه پیامبر (ص) توسط خسرو پرویز را شنیده ایم و شاید در نظر بسیاری از ما این رویداد، یک واقعیت تاریخی فرض شود اما احتمال دارد اصلا داستان پاسخ دادن خسرو به پیامبر (ص) به گوشمان نخورده باشد! در واقع گفته‌های متضاد درباره نامه پیامبر (ص) به خسرو در منابع وجود دارد، برخی از آنها از پاره کردن نامه توسط خسرو سخن گفته اند و برخی دیگر از پاسخ دادن خسرو به پیامبر (ص) مطالبی را نقل کرده اند. جالب آنکه منابعی که به نظر می‌رسد ریشه در گفته‌های ایرانیان دارد اصلا یادی از این واقعه نکرده اند.

ادامه را بخوانید:

آیا خسرو پرویز نامه پیامبر (ص) را پاره کرد؟!

/ 10 نظر / 37 بازدید
رویا

سلام من مطالعات زیادی در این رابطه داشتم چون رشته تحصیلیم ایجاب می کنه. همه چیزو باید یا دید تاریخی نگاه کرد و تعصباتو کنار گذاشت. به نظر من خسرو پرویز این کارو نکرده چون تو دین زرتشت بی احترامی به شخص یا گفته ی کسی ناپسنده. خسرو پرویز هم که به اهورامزدای بزرگ ایمان داشته 100% به حرمت هورشت(کردار نیک) نامه پیامبر رو پاره یا آتش نزده. اینو نباید از یاد ببریم که هر تمدنی یه شروع داره و یه پایان و سلسله ساسانی هم ازین قاعده مستثنی نیست. و اینو نباید با چیزای دیگه قاطی کرد. قانون طبیعته... با تشکر

الهام

سلام شاید این قضیه درست نباشه چون پس از مرگ پیامبر وروی آمدن خلفا ی به اصطلاح مسلمان ظلم های زیادی به ایرانیان شد در حالی که رسم آیین اسلام اینطور نبود

جوادزاده

سلام دوستان 1- پرداختن به موضوع خاتمه یافته تاریخی دردی از این جامعه دوا نمیکنه و حرکت دست یک پادشاه شکمباره و ظالم در پاره کردن یا نکردن یک نامه به حل مسائل امروزی کمکی نمیکنه. 2- ما ملت ایران نسل اندر نسل از پادشاهان ظلم دیدم و دیگر نمیخواهیم نامی از آنان در ذهنمان و بر میهنمان سایه بیافکند 3- شما که نام خسرو پرویز و اسلاف او را بلند میکنید چه بسا اجداد خود شما زیر تازیانه های همان دیکتاتورها زجر کش شده باشند 4- اگر ایرانیان آن زمان از حکومت خود راضی بودند کشور قدرتمند خود را به مشتی عرب بیابانی ضعیفتر از خود واگذار نمیکردند 5- این عرب نبود که ایران را فتح کرد که ما به رفتار بد یا خوب آنان استناد کنیم بلکه این اسلام بود که دل ایرانیان را قبل از ورود اعراب فتح کرده بود . دراین میان اعراب ندید بدید هم ممکن است زیر سایه این عشق غلط هایی کرده باشند. موفق باشید

iran before eslam

درود مجید داداش خیلی ممنون از گذاشتن این مطلب و از اون بیشتر از جواب هایی که به دوستمون دادیی ممنونم[قلب]

افشين

درود بر شما پيامبر بزرگ اسلام هرگز به هيچ كشوري نامه گرويدن به اسلام نفرستاد و اينها دروغهاي (تازي)عربيو از سوي دشمنان كيان پارسند

شاهين جعفري

جناب خالقيان با تشكر از مطلب تحقيقي اتان . كاش خوانندگان ما مواظب باشند كه به نام اسلام عزيز و ايران گرامي به ورطه توهين و راديكال گرايي نيافتند. اما دو مطلب خدمت شما عرض مي كنم. من با تحقيقاتي كه روس سلسله ساسانيان نمودم بيشتر به واكنش ناشي از جنون خسرو پرويز معتقدم. 1- اين سلسله كه به نوعي پروس عهد باستانه و نه عدالت و مهر ورزي هخامنشيان و نه تسامح مذهبي اشكانيان را به همراه داره با شعار دفاع از مذهب يكي از دموكرات ترين حكومتهاي عهد باستان را سرنگون نمود. اتفاقي كه در اين سلسله افتاد تبديل نقش پادشاه و حكمران از فرمانبردار خداوند به سايه خدا در زمين بود براي اولين بار فره ايزدي به پادشله مي رسه و به نوعي شاه به جايگاه فرازميني و مصون از اشتباه مي شه. لذا حفاظت از ساسانيان واجب تره از ايران مي شه و زماني كه يكي از فرزندان لايقش ژنرال بهرام مهران ( چوبين ) سعي در كناز زدن اين سلسله داره با كمال ميل به دامن رومي ها پناهنده مي شوند و حتي ازدواج سياسي هم صورت ميگره لذا ديگر مساله حفظ ايران نيست. خفظ نظام ساسانيه.

شاهين جعفري

شاهد دیگری می آورم . به هنگامه ظفر مندی شاپور اول نامه ای از اذینه دریافت می کنه که موفقیتش را به او تبرین می گه. شاپور به شدت عصبانی می شود و می گوید که این فرد کیست که چنین نامه می نویسد و بایستی به خداوندگار خویش به خاک بیافتد. البته به معنای این نیست که افراد نوگرایی مانند قباد اول ، بهرام گور ، یزگرد اول و فرد هوشمندی مانند انوشیروان از در نظر نگیریم که سعی نمود هم محافظه کاران مذهبی را راضی کند و هم تا حدی مطالبات عمومی را پاسخ گوید . باز هم ممنوم نقد خوبی و شایسته ای بود.

شاهين جعفري

ضمن تشكر از اينكه كامنت مرا مورد نقد علمي قرار دادين. بله بنده هم عرض كنم اين يك عقيده شخصيه كه من به اون رسيدم و قويترين ادله هم نمي تواند به طور حتم ثابت كنذ كه خسرو پرويز دچار همچين خبطي شود. بحث بنده يك حرف كلي بود . زماني يك فرمانروا از يك قدرت فرازميني برخوردار مي شه آنهم در زمان باستان احتمال شكل گيري يك ديكتاتوري آنهم از نوع غير منطقي زياده. عرض بنده اين بود كه سنگ بناي ساسانيان مورد داشت چرا كه گزينه خوبي براي جايگزيني با اشكانيان نبودند. اصرار اين سلسله بر دنباله روي از هخامنشيان هم يك جور شوخي سياسي به نظر مي رسه. چرا كه داريوشي كه فرمان ايجاد دبستان داد خيلي با اردشيري كه بيشتر يك مذهبي ارتودوكس بود و اعتقاد داشت كه بسط دانش زياد بين عامه مردم موجب شورش روشنفكري مي شه بسيار فرق داشت. شاهدم كتاب استاد پيرنيا ص 283 . البته هيچ محققي نمي تواند منكر خدمات اين سلسله به فرهنگ ايران و جهان شود. اما باز هم عرض مي كنم ايران فرزندان لايق تري داشت و شايد اگر سلسله روشنفكرتري سر كار بود من و شما با كمال قاطع جسارت به نامه رسول خدا را انكار مي نموديم.

شاهين جعفري

ببنيد جناب خالقيان هيچ تمدني در عرض يك مدت كوتاه نابود نمي شه مگر زماني كه تفكر بين عامه مردم تبديل به بي سوادي يا بدتر از آن كم سوادي بشه. من هميشه آرزو مي كردم اي كاش به جاي داريوش سوم بي لياقت كوروش در مصاف با اسكندر قرار مي گرفت. به جاي اردوان پنجم مهرداد كبير رو بروي اردشير قرار مي گرفت . و نامه رسول خدا به جاي اينكه نزد خسرو پرويز بيايد نزد انوشيروان دادگر يا يزگرد اول قرائت مي شد. در آن صورت شايد مسير تاريخ به نفع فرهنگ ايران و ايراني بود. خوب اينكه آرزوي محال است. اما اين آرزو را دارم كه هر ايراني از نوجوان 17 ساله ترك يا فارسش تا سياستمدارش قبل از هر صحبتي خداوند را ناظر خودش قرار بده و بدون فكر و مطالعه ( از نوع عميق نه اينكه بگرديم دنبال مطلبي كه حتماً خوشايند ما باشه ) حرف نزنه. باز هم ممنوم كه در كمال متانت نقدي را بر يكي وقايع مورد قبول جامعه باز نمودين. مطمناً هيچ آدم مذهبي معتقدي و محب اهل بيتي نمي تواند آنرا توهين قلمداد كند و هيچ آدم ايراندوستي نمي تواند به اعتقاد ديگر مردم ايران به وسيله آن توهين نمايد. خداوند ب ما اجر و قدرت دهد.

کیا

درود برایران درود برکوروش بزرگ ودرود برخسروپرویز یکی ازپادشاهان بزرگ ایران.نمیدانم چرا ما ایرانیها تاریخ واژدادخودرافراموش کرد ه ایم کسانی که برای این خاک خدمت کردند وکشورمان راابادکردن همینها هستن یکی مثل کوروش که حقوق بشر را برای مردم آورد زمانی که خسروپرویز خدا راستایش وپرستش میکرد عربها مشغول وحشی گری بودن که الان هم هستن چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است