الکساندر و خشایارشا

وقتی از الکساندر (اسکندر) مقدونی سخن به میان می آید برخی او را مانند بزرگترین قدیس ها می ستایند و برخی هم به مانند خونخوار ترین حیوانات می کوبند .

اما الکساندر هم مانند بسیاری از انسان ها دارای صفات نیک و بد بوده است . شجاعت و رشادت مهم ترین صفات نیکش بوده است و شراب خواری و کشتار برگه های تاریک تاریخ وی می باشد .

اما در غرب الکساندر به عنوان چهره ای قابل احترام مورد توجه قرار گرفته می شود و از طرفی خشایارشا – پادشاه بزرگ ایران که در اوج دوران هخامنشی فرمانروایی می کرده است - به عنوان یک تجاوز گر شناخته می شود و در بسیاری از اوقات نامش با نام بربر آورده می شود. البته هیچ کس مطلق نیست و مطمئناً خشایارشا هم اشتباهاتی در دوره فرمانروای اش داشته است . 

اما بشنویم که همین الکساندر درباره ی خشایارشا چه می گوید .الکساندر بهنگام آتش زدن تخت جمشید چون مجسمه ی خشایارشا را بر زمین افتاده دید ، چنین گفت :

آیا باید بگذرم و بگذارم همچنان بر خاک افتاده باشی تا بخاطر لشکر کشیت به یونان مجازات شوی ، و یا تو را به احترام روح بزرگ و صفات خوبت از زمین بردارم ؟

 

 

 

یاری نامه ها :

تاریخ تمدن – ویل دورانت

تاریخ ده هزار ساله ایران – عبدالعظیم رضایی

/ 1 نظر / 12 بازدید
عارفه

درود دوست عزیز [لبخند] جالبه ... عجب منشی داشتن اون موقع ها ... با اینکه اسکندر در نظر من منفوره اما از حرفش خوشم اومد ... تو اون شرایط هم حقیقتو انکار نکرد ... خوب میشد اگه امروزیا عبرت می گرفتن [چشمک] ... از همین حرفای اسی خان میشه فهمید خشایارشا چه جور ادمی بوده ... حالا غربی ها حرف اسکندر خودشونو قبول ندارن دیگه مشکل خودشونه [چشمک][نیشخند] سپاس فراوان به خاطر زحماتت و پستای خوبت ( من همیشه میومدمااااا ولی نظر نمیذاشتم [عینک] ) [گل]