درباره بنی امیه

«بنی امیّه سلسله ای است از نسل امیة بن عبد شمس قرشی که پس از خلفای راشدین در سال 40 ه.ق  شروع به کار کرد . نخستین خلیفه ی آنان معاویة بن ابی سفیان زمام حکومت کشورهای اسلامی را در دست گرفت . با رسیدن خلافت به معاویه دوره ی جدیدی در حکومت اسلامی آغاز شد و این دوره تا سال 132 ه.ق  ، که حکومت امویان بدست ابومسلم خراسانی منقرض گردید ادامه داشت .»

[لغت نامه دهخدا ]

در میان خلفای اموی تنها عمر بن عبدالعزیز بود که از دیگر خلفا میانه رو تر بود و سخت ترین دوران هم هنگام خلافت عبدالملک  و قدرتمندی سردار خونخوارش یعنی حجاج بود .


به طور کلی حکومت های عربی که بر ایرانیان حکومت کردند عبارتند از :

 1- خلفای نخستین ، 2- امویان ، 3- عباسیان

(خلفای نخستین باز هم نسبت به امویان و عباسیان مطلوب تر بودند اما این بدان معنا نیست که ایده آل بودند . )

خلفای نخستین نزدیک به 20 سال حکومت کردند
امویان نزدیک به 92 سال
عباسین نزدیک به 60، 70 سال (البته فقط بر روی بیشتر مناطق ایرانی اینقدر حکومت کردند)

« پس از آنکه مسلمانان بر دو دولت عظیم ایران و روم غلبه یافتند ، کم کم این حس در آنها بوجود آمد که به اعتبار پیروزی های بدست آمده ، خون اعراب برتر از خون سایر ملل است و چون این فتح و ظفر ها را در سایه ی دین اسلام به دست آورده اند ، قوم عرب که ناشر این دین و نخستین گرونده ی به آن بوده است ، بر همه اقوام دیگر و حتی بر آنان که دین اسلام را پذیرفته اند ، فضیلت و سیادت دارد .»

[تاریخ ده هزار ساله ایران تألیف عبدالعظیم رضایی - ج 2 - ص 242 و 243]


« امویان جز با عنصر عرب که همه امتیازات و افتخارات را از آن خود می دانستند ، رفتار خوبی نداشتند .
آنان با همه ملت های مغلوب و به ویژه ایرانیان برخوردی خشن داشتند ، کارهای کشور را جز به تازیان نمی سپردند و از فرط تعصب و پایبندی به علقه ی نژادی ، در این کار راه مبالغه می سپردند .»

[تاریخ ده هزار ساله ایران تألیف عبدالعظیم رضایی - ج 2 - ص 266 ]


«خشونت و قساوت عرب نسبت به مغلوب شدگان بی اندازه بود . بنی امیّه که عصبیّت عربی را فراموش نکرده بودند ، حکومت خود را بر اصل «سیادت عرب» نهاده بودند. عرب با خودپسندی کودکانه ای که در هر فاتحی هست مسلمانان دیگر را موالی یا بندگان خویش می خواند .
نظام حکومت اشرافی بنی امیّه ، آزادگان و نژادگان ایران را مانند بندگان درم خرید از تمام حقوق و شئون مدنی و اجتماعی محروم می داشت و بدین گونه تحقیر و همه گونه جور و استبداد با نام موالی پیوسته بود.»

[در قرن سکوت – عبدالحسین زرین کوب ص 92 ]


قدرت گرفتن بنی امیه به دوران خلافت عمر بن خطاب باز می گردد .

ابوسفیان پدر معاویه اولین خلیفه امویان با خلافت ابوبکر مخالفت جدی داشت و شاید آن هم به دلیل نژاد پرستی وی بود . بنی هاشم(که در این خاندان اهل بیت قرار داشتند) و بنی امیه ( در این خاندان هم عثمان و معاویه و یزید و... قرار داشتند) هر دو در قبیله قریش قرار داشتند .


« ابوسفیان که بعد از فتح مکه توسط پیامبر مسلمان شد از جمله کسانی بود که با ابوبکر بیعت نکرد و گفت : ای بنی عبد مناف آیا راضی شدید که دیگری بر شما زمامداری کند و به علی (ع) پیشنهاد بیعت داد .»

[تاریخ اسلام به روایت امام علی (ع) – محمد حسین دانش کیا  ص25 – برگرفته از تاریخ یعقوبی  و التاریخ الاسلامی ، وقایع سال 31 ه. ق ]

جای تعجب دارد که با توجه به اینکه ابوسفیان با خلافت ابوبکر مشکل داشت اما خُلفا منصب هایی را به فرزندان او دادند. بعد از ابوبکر ، عمر بن خطاب به پیشنهاد ابوبکر به خلافت رسید .


«چون ابوبکر به خلافت رسید رهبری قسمتی از سپاهی که فرماندهی آن به عهده برادر معاویه ، یزید بن ابی سفیان بود به معاویه واگذار گردید . در زمان عمر، معاویه به حکومت اردن منصوب شد و پس از مرگ برادرش ، عمر حکومت دمشق را به وی سپرد ، و عثمان امارت تمام شام را به عهده ی او گذاشت و چون عثمان کشته شد حضرت علی او را از امارت عزل کرد اما معاویه نپذیرفت و به خونخواهی عثمان برخاست و علی (ع) را متهم به قتل وی کرد .

پس از شهادت علی (ع) حسن بن علی (ع) با معاویه صلح و خلافت را به او واگذار کرد ( سال 41 ه. ق) . و از این تاریخ معاویه رسماً خود را خلیفه ی مسلمانان خواند و برای پسر خویش یزید بیعت گرفت و سرانجام بعد از نوزده سال در دمشق وفات یافت .»

[لغت نامه دهخدا ]

معاویه در فیلم امام علی


بسیاری از مورخان معتقدند کارهای معاویه با حیله و نیرنگ انجام می شده است . نا جوانمردی در کارهای معاویه به چشم می خورد . معاویه با این اقدام و با توجه به قدرت گرفتن حکومت اسلامی توسط خلفای نخستین – که کشورگشایی ها در آن بی تأثیر نبود – روز به روز بر قدرت و شوکت خود افزود و سلسله ی ننگین اموی را بوجود آورد . شاید با توجه به اقدامات سه خلیفه اول بود که توانست خلیفه ی چهارم علی بن ابی طالب را شکست دهد و حسن بن علی را به صلح وادارد.

/ 7 نظر / 66 بازدید
حامد

سلام مجید جون در مورد مطلبت باید بگم تمام مشکلات ادما از دو چیزه 1-خود برتر بینی بعضیا 2-ظلم پذیری خیلیا راستی دلم برات تنگ شده.به امید روزی که دوباره ببینمت [گل[گل][گل][گل]]

هم وطن

درود داریوش و روابط حسنه با مغان[تعجب] چشم در راه هم...[بوسه] [گل]

پرستو

درود مرد پارسی این دفعه ازت انتقاد می کنم مصالبت خوب بود اما... کشور ما تاریخی پر افتخار داره و عظیم فکر می کنم هنوز خیلی چیزا باشه که بهش نپرداختی پس به فرهنگ خودمون برس از هرچی عربه حالم به هم می خوره همین عربا فرهنگ و دین و انسانیت و خون اریایی رو ازمون گرفتن بهتره اسمشون رو نیاری مهم نیست از کجا اومدن و کین مهم اینه مثل ویروس همه چیز رو نابود می کنن.[عصبانی][گریه]

iran before eslam

درود داداش محید راستش من نخوندم متن رو . بخاطرین که کلا از اعراب نفرت دارم چه امامش چه عادیش چه خلیفش ولی در کل بخاطر زحمت هایی که میکشی تشکر

نیلوفر

درود بر شرفتون که به صراحت از گفتن حقیقت ترسی ندارین. افرین.

نیلوفر

میگم به نظر شما گردن عربها با چه نوع جنس تیغه و تبری بریده میشه چه اعراب جانی چه اعراب ملعون ایرانی نما؟ خیلی گردنشون کلفته!

سلام . زحمت میکشی ما را با تاریخ آشنا میکنی . دلم میخواست با یک نگاه دیگر از زیبائیهای اسلام صحبت کنی .