سرود های ملی ایران از آغاز تا کنون

نگاهی به سازگان های (ارکستر ها) ایران باستان

همانطور که می دانید در برخی مواقع پژوهشگران برای یافتن دانش دقیق درباره دورانی همانند ایران باستان دچار مشکل می شوند. به صورت مستقیم نمی توان از وجود سرود ملی و میهنی در این دوره نام برد اما در آثار به جا مانده از دوران ساسانی، به تصویر بسیار جالبی بر می خوریم که به نوعی یک سازگان(ارکستر) را به ما نشان می دهد. در یکی از حجاری های طاق بستان کرمانشاه، یک گروه موسیقی ترسیم شده است که بانوان نوازنده مشغول نواختن هستند و به نظر می آید چند نفر هم سرپرستی این گروه را بر عهده دارند.

چنین گروه ارکستر مانندی، احتمال وجود سرود های ملی را بوجود می آورد و شاید بتوان از سرود های میهنی به عنوان یکی از کارهای این گروه نام برد. می دانیم که در همین دوران، درفش کاویانی - که ریشه در افسانه کاوه آهنگر دارد- به عنوان یکی از پرچم های رسمی ایران مطرح بوده است.

 

«ایران جوان»، سرود ملی ایران نبوده است!!

این روز ها تصور نادرستی وجود دارد که سرود «ایران جوان» که با بیت های «نام جاوید وطن، صبح امید وطن ...» شروع می شود اولین سرود ملی ایران بوده؛ اما جالب است بدانیم، این سرود در همین سال های اخیر ساخته شده است.

این آهنگ متعلق به «پیمان سلطانی» می باشد و ترانه ی آن توسط «پیژن ترقی» سروده شده است. شاید آنچه باعث تصور نادرست درباره این آهنگ شده است؛ ارتباط آهنگ «ایران جوان» با یک موسیقی دیگر با عنوان «سلام شاهی» در دوره ناصرالدین شاه می باشد که توسط «موسیو لومر»، موسیقی‌دان نظامی فرانسوی، ساخته و اجرا ‌گردید. این موسیقی بی‌کلام، هنگام ورود و بر تخت نشستن شاه اجرا می‌شده‌است. باید توجه داشت که فقط یک تم ۴۰، ۵۰ ثانیه ای از آقای لومر در بخشی از قطعه «ایران جوان» استفاده شده و حتی به گفته آقای پیمان سلطانی آکسان گذاری های تم هم تغییر پیدا کرده است.

 

عمو سبزی فروش

جالب است بدانیم، ترانه مشهور «عمو سبزی فروش» حداقل یک بار به عنوان سرود ملی ایران به کار رفته است!! برخی از دانشجویانی که در زمان احمدشاه قاجار در کشور آلمان مشغول به تحصیل بوده اند، نقل کرده اند که هنگام رژه در مقابل امپراتور آلمان، به دلیل آنکه اطلاعاتی درباره سرود ملی ایران نداشتند؛ به ناچار سرود عمو سبزی‌فروش را اجرا کرده‌اند.

آقای «دکتر جلال گنجی» می گوید :

روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند...

همه ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به‌یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم... یکی از دوستان گفت: این ها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوییم همین سرود ملی ما است... کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟.. گفتند: آری. خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی‌فروش... بله! سبزی کم‌فروش... بله! سبزی خوب داری؟... بله!»

فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیه شعر روی کلمه «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم... روز رژه، با یونیفورم یک‌شکل و یک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزی‌فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند.. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خیر گذشت...

 

نخستین سرود سازمان دهی شده ی ایران

گفته می شود، رضا شاه پس از سفر به ترکیه و دیدار با آتاتورک تحت تاثیر رژه نظامی ترکها قرار گرفت، و در نتیجه به فکر سر و سامان بخشیدن به سرود ملی ایران افتاد. او دستور این کار را به «انجمن ادبی ایران» داد که از زمان مشروطه تشکیل شده بود.

انجمن ادبی ایران که با ساختن سرود ملی آشنایی نداشت، تصمیم گرفت از سرودهای سایر کشورها الهام بگیرد. سرانجام «داوود نجمی» با یاری «نصرالله خان مین باشیان» (ریاست کل موزیک نظام)،  قطعه ای ساخت تا مطابق با آن اشعاری سروده شود. «محمد هاشم افسر» هم شعری برای این قطعه سرود اما گفته می شود رضا شاه پس از شنیدن سرود دو جای آن را اصلاح کرد: «از اجنبی جان می ستانیم» را به «از دشمنان جان می ستانیم» و «شهنشه ما زنده بادا» را به «شاهنشه ما زنده بادا» تغییر داد.

این سرود به این شرح است:

 

شاهنشه ما زنده بادا... پاید کشور به فَرَّش جاودان... کز پهلوی شد ملک ایران... صد ره بهتر ز عهد باستان‏... از دشمنان بودی پریشان... در سایه‌اش آسوده ایران... ایرانیان پیوسته شادان... همواره یزدان بوَد او را نگهبان

 

ای پرچم خورشید ایران... پرتو فکن بروی این جهان... یاد آور از آن روزگاری... کآسود از برق تیغت هر کران... در سایه ات جان میفشانیم... از دشمنان جان میستانیم...ما وارث ملک کیانیم... همیشه خواهیم وطن را از دل و جان

 

بودیم و هستیم پیرو حق... جز حق هرگز نخواهیم از جهان... با شه پرستی مملکت را... داریم از دست دشمن در امان... ما پیرو کردار نیکیم... روشندل از پندار نیکیم... رخشنده از گفتار نیکیم... شد زین فضایل بلند آوازه ایران

 

رضا خان در دوران پیری

 

این سرود را می توان به چند بخش تقسیم نمود. بخش نخست مربوط به «شاهنشاهی» و بخش دوم مربوط به «پرچم» می باشد؛ همچنین بخش سوم را، بخش «ملی» نامیده بودند؛ اما بیشتر اوقات، بخش نخست مورد توجه بود و در مراسم های گوناگون اجرا می گردید.

 

ای ایران، سرود میهنی همه ادوار

«ای ایران» هرگز سرود ملی رسمی ایران نبوده، اما همیشه به عنوان یکی از مهم ترین سرود های میهنی در میان ایرانیان رواج داشته است. در ماه های اولیه بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷، این سرود برای مدت کوتاهی، کم و بیش نقش سرود ملی ایران را در رادیو و تلویزیون بازی کرد.

شعر «ای ایران» توسط «حسین گل گلاب» سروده شده و آهنگ آن را «روح الله خالقی» آهنگساز نامدار در سال ۱۳۲۳ در آواز دشتی روی این شعر ساخته است. داستان خلق این سرود را «اسماعیل نواب صفا» در کتاب خاطرات خود این گونه به نقل از حسین گل گلاب می نویسد:

وقتی در سال ۱۳۲۳ ایران تحت اشغال متفقین بود؛ بعد از ظهر یکی از روزهای تابستان در خیابان، شاهد حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم بودم و از ناراحتی نمی دانستم چه کنم، بی اختیار راه انجمن موسیقی را که تازه تأسیس شده بود، پیش گرفتم. وقتی خالقی مرا دید گفت: چرا ناراحتی؟ واقعه را برایش تعریف کردم. او گفت ناراحتی فایده ای ندارد بیا کاری کنیم و سرودی بسازیم. این بود که سرود ای ایران خلق گردید.

بخش هایی از این سرود به این شرح است:

ای ایـران ای مرز پرگُهر              ای خاکت سرچشمه ی هنر

دور از تو اندیشه ی بَدان                پـــاینده مـانی تو جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ای من آهنم

 جان من فدای خاک پاک میهنم

 

سرود «پاینده بادا ایران»

اولین سرود ملی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ را «ابوالقاسم حالت» در سال ۱۳۵۸ سرود. این شعر با موسیقی ساخته شده توسط «محمد بیگلری پور» سرود ملی جمهوری اسلامی ایران شد. این سرود از نظر ریتم و ملودی شبیه به سرود شاهنشاهی بود اما مضمون شعر آن بسیار دگرگون شد.

بخش مهم و مشهور این سرود بدین شرح است:

شُد جمهوری اسلامی به پا

که هم دین دهد هم دنیا به ما

از انقلاب ایران دِگر

کاخ ستم گشته زیر و زِبَر

تصویر آینده ی ما

نقش مراد ماست

نیروی پاینده ما

ایمان و اتحاد ماست

یاری گر ما دست خداست

ما را در این نبرد او رهنماست

در سایه ی قرآن، جاودان

پاینده بادا ایران...

 

 

سرود «مهر خاوران»

سرود «پاینده بادا ایران» با این بهانه که به علت طولانی بودنش، مناسب مراسم رسمی نیست؛ تغییر پیدا کرد و سرود «مهر خاوران» جایگزین آن شد. سراینده ی مهر خاوران، «ساعد باقری» است و سرود ملی کنونی جمهوری اسلامی ایران با موسیقی «دکتر ریاحی» تهیه شد.

«عباس کی‌منش»، ملقب به «مشفق کاشانی» درباره این سرود می گوید:

برای شعر این سرود در شورای سازمان [صدا و سیما] که با حضور من و استاد اوستا، شاهرخی، باقری، سبزواری، معلم و... برگزار شد، شعر آقای باقری و سرود ملی ما مورد تایید قرار گرفت ...

این سرود بدین شرح است:

سَر زَد از افق

مِهرِ خاوران

فروغِ دیده حق باوران

بهمن، فَرِّ ایمانِ ماست

پیامت ای امام

استقلال، آزادی

نقشِ جانِ ماست

شهیدان، پیچیده در گوش زمان، فریادتان

پاینده مانی و جاودان

جمهوری اسلامی ایران

بن مایه ها :

نازنین کشمیری، ایرانیان شاد

فصلنامه «ره‌ آورد» شماره ۳۵

آفتاب نیوز

رادیو دویچه وله فارسی

دیگر نوشتار های از این دست:

درفش های ایران از آغاز تا کنون

پوشش بانوان ایران از ابتدا تا کنون

دانشمندان و اندیشمندان ایران از آغاز تا کنون

/ 5 نظر / 293 بازدید
yara

besyar aliiii majid jan,kheili khub bud.

fereshteh

aliii bod............perfect perfect[لبخند]

شاهین جعفری

نوشتار زیبا و ارزنده ای بود مثل همیشه بهره ها بردیم [گل]

محسن کاوه

جالب بود